این رمان از حسین عباس زاده درباره پزشکی است که در حین مداوای یک بیمار عراقی خاطرات جنگ خود را به یاد می آورد.
او متوجه می شود که بیمار عراقی بر اساس سرنخ های مختلف منجر به زندانی شدن دکتر و شهادت دوستانش شده است. در نتیجه او قصد دارد انتقام بگیرد، اما در طول داستان بخشش را بر انتقام ترجیح می دهد.
* آیا این یک داستان واقعی است؟ الهام بخش این داستان از کجا آمده است؟
داستان بر اساس تخیل من است و واقعی نیست، با این حال، از برخی از تجربیات شخصی من الهام گرفته شده است. چند سال پیش در هتلی کار نیمه وقت داشتم و زمانی یک مهمان عراقی داشتیم که تا دیروقت در لابی نشسته بود و با من صحبت می کرد. از گفته های او فهمیدم که در جنگ ایران و عراق با ایران دشمن بود و چون عمویم هم در آن جنگ شهید شد، از دست این مهمان عراقی هم ناراحت و هم عصبانی بودم. دیدار با آن مهمان عراقی محرک این ماجرا بود.
* چگونه عنوان کتابتان را به دست آوردید؟
کتاب از کوه شروع می شود و به کوه ختم می شود و اینجاست که جنگ باید به پایان برسد و صلح جایگزین آن شود. از منظری دیگر، کوه نشان دهنده استقامت و ثبات است که در طول داستان قابل مشاهده است.
* نکته اصلی داستان شما چیست؟
صلح یک قطعه گمشده در دنیای امروز است که زندگی را زیباتر می کند، بنابراین کتاب را به آن تقدیم کردم. با تمام چالش ها و عصبانیت های عمیقی که داشت، یک نفر ترجیح داد انتقام جویی نکند و من معتقدم زمانی بود که دیوانه ای مانند صدام به کشور ما حمله کرد و ما باید از خود محافظت می کردیم، اما اکنون که صدام و رژیم بعثی هستند. دیگر در قدرت نیست، جنگ لازم نیست ادامه یابد.
* آیا این کتاب با توجه به سبک نگارش آن فقط برای بزرگسالان در نظر گرفته شده است؟
نه. نوجوانان و جوانان نیز ممکن است این کتاب را جالب بدانند.
* کدام یک از شخصیت ها مورد علاقه شما بود؟
شخصیت های مورد علاقه من شخصیت اصلی است که دکتر است و عمو عباس، صنعتگر افغانی که جلوی مطب دکتر است.

کلیه محتویات خبرگزاری مهر تحت مجوز Creative Commons Attribution 4.0 بین المللی مجوز دارد.

source

توسط perfectmoment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.