به چالش کشیدن “این کار من نیست”


به چالش کشیدن “این کار من نیست”
اين کار من نيست
— افرادی که آن را دریافت نمی کنند
در برخی از سطح… کاملا تقصير اونا نيست . ميدونم داري به چي فکر ميکني . بله! اونا اونايي هستن که همشون اين عبارت رو ميگن و داره منو ديوونه ميکنه صدات رو ميشنوم. بيا در موردش حرف بزنيم .
من فکر نمی کنم این عبارت به معنای معنایی باشد که شما فکر می کنید معنی آن است. اگر واقعا ً به این معنی بود که «این کار من نیست»، چرا مردم فقط نباید بگویند «نه؟» «نه» خیلی کوتاه تر و راحت تر می توان گفت. شما حتی می توانید مهربان و قرار داده در “تشکر از شما” پس از “نه” به مودب مانند پدر و مادر خود را به شما آموخته است. پس عبارت يعني چي؟
يعني… “من عکس بزرگ رو نميبينم”
يعني… “من خوب آموزش ن ديده بودم”
يعني… “من از کارم نااميد شدم”
يعني… “من يه مشکلي با يه همکار دارم”
يعني… “من احساس نمی کنم دیده می شود پس چرا من باید کمک کند در حال حاضر”
يعني… “من بهت اعتماد ندارم”
همونطور که قبلا ميگفتم کاملا تقصير اونا نيست .
آیا تا به حال شنیده اید «خشم یک احساس ثانویه است؟» خب، “شغل من نيست” يه معني ثانويه ست. همه این معانی محصول شکست رهبری است. ميدونم که اين قرص سختيه که قورت بدي . بيا عميق تر شيرجه بزنيم .
نتیجه و شکست

* عکس بزرگ را نمی بینم. شکست رهبر در بازیگران دید و جهت دادن. احتمالا حتی شکست به بازدید مجدد از چشم انداز بارها و بارها. به یاد داشته باشید، نشت بینایی و شما باید آن را دوباره پر کردن به طور مداوم.

* خوب آموزش دیده نبودم. رهبر به جای پرسیدن سوال، فرضیات مربوط به آموزش و توسعه را مطرح کرد.

* از کارم سرخورده ام. رهبر با افرادش چک دما انجام نداده است.

* من با همکارم مشکل دارم. رهبر محیطی را راه اندازی نکرده است که برای بازخورد مساعد باشد.

* احساس نمی کنم دیده شود پس چرا باید الان کمک کنم؟ رهبر در به رسمیت شناختن و ابتلا به مردم انجام کار درست به جای ابتلا به مردم انجام کار اشتباه شکست خورده است.

* من به شما اعتماد ندارم. این کاملا روشن است که رهبر بیش از حد از حساب بانکی اعتماد پیش نویس شده است و گرفتن پرداخت محروم است.
پس بايد چيکار کنم؟
ساده ترین کار این است که با این سوال که «کار من نیست؟» به اظهار نظر «این کار ادامه مطالب من نیست»پاسخ دهیم. (آن را با صدای رو به بالا بگویید بنابراین یک سوال است). این را آینه کاری می نامند. شما آخرین کلمات 3-4 را به عنوان یک سوال تکرار می کنید و مردم به طور طبیعی بدون فکر کردن به آن توضیح خواهند داد. يه جورايي جادوييه. (اتمام “هرگز تقسیم تفاوت” توسط کریس Voss برای استراتژی های بیشتر مانند آن یکی). هدف این است که آنها را وادار به صحبت کردن در مورد آن.
پس از شروع گفتگو، به این سوال نقل مکان کنید که «واقعاً چه خبر است؟» اگاه چيزي پيش اومد، پس در اینجا بیشتر بخوانید برو پايين اون جاده. اگر آنها می گویند “هیچ چیز، آن را فقط کار من نیست،” سپس بپرسید که آیا شما می توانید به آنها برخی از بازخورد. پیگیری با مشاهدات بخشنده و در عین حال مستقیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *