اخبار خاورمیانه آسیا- اقیانوسیه آفریقا اروپا آمریکا جامعه هنر کسب و کار ورزش
ایران سیاسی اقتصاد انرژی انرژی هسته ای فرهنگ دفاع ورزش
10 دقیقه یک سوال ساده را نشان می‌دهد آفریقا امروز بازار گربه‌ها و سگ‌ها تقسیم‌بندی اقتصادی چهره به چهره به طور خلاصه بینش IRAN IRAN TECH IRAN TODAY
#
از ابوالفضل بازرگان
مقدمه: علل بحران اوکراین
بحران اوکراین صرف نظر از اینکه آن را رویدادی خوشایند یا غم انگیز تلقی کنیم، تغییرات مهمی را در نظم بین‌المللی کنونی آشکار می‌کند، که ما باید پیش از دستیابی به فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی منافع ملی خود، درک روشنی از آن داشته باشیم. یک پایه بحران اوکراین را می توان از جنبه های مختلف تاریخی، جغرافیایی، مرزی، قومی، نژادی، سیاسی و حتی اقتصاد سیاسی تفسیر کرد، اما آنچه در سطح کلان در روابط بین الملل مورد بررسی قرار می گیرد، رقابت روسیه و آمریکا بر سر عمق استراتژیک است. به نام اوکراین روسیه به دلیل وسعت گسترده، ژئوپلیتیک استراتژیک، دسترسی به منابع عظیم انرژی و مهمتر از همه برتری نظامی و در اختیار داشتن بیشترین تعداد کلاهک هسته ای در جهان، همیشه یک قطب بین المللی بالقوه مهم بوده است و هرگز در جهان مشاهده نشده است. تاریخ معاصر روسیه که روسیه به دستور یک ابرقدرت دیگر جذب و هضم خواهد شد. چه در دوران تزار، چه در دوران اتحاد جماهیر شوروی و چه در روسیه کنونی، به جز یک دوره بسیار کوتاه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تا سال 2008 (بحران مالی ایالات متحده و حمله روسیه به گرجستان)، که به طور ناامیدکننده ای تحت تأثیر قرار گرفت. در نظم آمریکا، روسیه همیشه قطب مهمی در نظم بین‌الملل بوده است و اکنون با توجه به موضوع گذار که با کاهش نسبی قدرت آمریکا و رشد چین همراه است، فرصت‌های بسیار بیشتری برای ایفای نقش روسیه وجود دارد. از سوی دیگر، ایالات متحده آمریکا که تنها ابرقدرت یا به اصطلاح هژمون در نظام بین‌الملل شد، اکنون باید نه تنها قدرت خود را افزایش دهد بلکه از ظهور چین و روسیه که آمریکای تک قطبی را به چالش کشیده‌اند، جلوگیری کند. سفارش. برای این منظور وارد عرصه های مختلف رقابتی اعم از سیاسی، فرهنگی، رسانه ای، اقتصادی، فناوری، سایبری، فضایی و … شده است، اما مهم ترین این عرصه ها هسته سخت اصلی روابط بین الملل یعنی نظامی و … است. قدرت ژئوپلیتیکی یکی از مهمترین راهبردهای مهار و کنترل رقیب در حوزه ژئوپلیتیک، افزایش عمق استراتژیک خود است. به بیان ساده، عمق استراتژیک به این معناست که کشور الف نفوذ و حضور نظامی خود را در کشور ثالثی که در مرز رقیب خود، کشور B قرار دارد، قرار دهد تا در صورت وقوع یک جنگ احتمالی، آسیب پذیری کشور B در مرزهای خود باشد. افزایش یافته و کشور A با توجه به اینکه مایل ها دورتر است، امن تر خواهد بود. آمریکا این کار را با روسیه، چین و جمهوری اسلامی ایران به ترتیب در اوکراین، تایوان و خلیج فارس انجام داده است. در رابطه با روسیه، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا به وضوح علیرغم تعهدات خود، منطقه نفوذ خود را از طریق ناتو تا مرزهای روسیه گسترش داده است و روسیه نیز بارها با این روند مخالفت کرده است. اوکراین به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود در مرز روسیه خط قرمز امنیتی در سند همسایگی روسیه است که حضور هر رقیب خارجی در مرزهای روسیه را یک تهدید جدی امنیتی می داند و هرگز اجازه نمی دهد رقیب خود یعنی آمریکا و ناتو این کشور را تهدید کند. بیشتر در مرزهایش حضور دارد. اکنون با گذار در نظم بین المللی و کاهش نسبی قدرت آمریکا، روسیه می بیند که فرصت واکنش، تغییر نظم آمریکا و اعمال نظم مورد نظر خود را در مرزهای خود دارد. روسیه و آمریکا ابتدا با تهدید یکدیگر سعی کردند دستور مورد نظر خود را به یکدیگر تحمیل کنند. آمریکا با تشدید تنش در اوکراین تلاش کرد اوکراین را به عضویت ناتو درآورد و در مقابل، روسیه با استفاده از تهدید، از غرب به دنبال تضمین های امنیتی مبنی بر خروج ناتو شد. در نهایت با امتناع آمریکا و ناتو از دادن چنین تضمینی، روسیه با محاسبه هزینه ها و منافع، تصمیم گرفت که دیگر پیشروی های ناتو به سمت مرزهای خود را تحمل نکند و برای تضمین امنیت ملی خود و مجبور کردن ناتو به عقب نشینی به اوکراین حمله کرد.
بحران اوکراین درباره نظم بین المللی به ما چه می گوید؟
بحران اوکراین به ما ثابت می کند که گذار در نظم بین المللی به پایان رسیده است و ما وارد نظم جدیدی شده ایم. به بیان بهتر، نظم تک قطبی آمریکا که در ده سال گذشته در حال تزلزل بوده است، اکنون به طور عینی پایان یافته است و ما وارد یک نظم سه قطبی نامتعادل به رهبری آمریکا، چین و روسیه شده ایم – عرصه ای که روسیه به دنبال آن است. ایفای نقش در کشور ثالث برای تامین منافع خود، و ایالات متحده در عمل نمی تواند هیچ اقدامی در پاسخ به آن انجام دهد. این روند به احتمال زیاد به زودی، حتی در مقیاس بزرگتر، در تایوان بین چین و ایالات متحده مشاهده خواهد شد. همه این رویدادها به ما نشان می دهد که نه تنها وارد نظم سه قطبی نامتقارن شده ایم، بلکه وارد دوران جنگ سرد جدیدی نیز شده ایم. همچنین با وجود اهمیت روزافزون ماهیت این جنگ سرد جدید و گسترش عرصه‌های غیرنظامی مانند اقتصاد، تجارت، فرهنگ، فناوری، فضای مجازی و غیره در دهه‌های اخیر، همچنان شاهدیم که آنچه الگوی رقابت بین دولت‌ها را تعیین می‌کند، به ویژه ابرقدرت ها، همان هسته سخت اصلی روابط بین الملل یعنی قدرت نظامی و ژئوپلیتیکی است. نوع واکنش روسیه به حضور نیروهای ناتو در مرزهایش نیز نشان می دهد که موضوع امنیت برای کشورها چقدر مهم است. به عبارت دیگر روسیه به طور قطع پیش بینی کرده بود که در صورت حمله به اوکراین، هدف تحریم های گسترده آمریکا و اروپا قرار گیرد. اما در محاسبه هزینه ها و منافع، روسیه امنیت تضمین شده در مرزهای خود را به تحریم های اقتصادی ترجیح داد و از ترس تحریم های اقتصادی از مواضع امنیتی خود عقب نشینی نمی کند. شرایط کنونی نیز نشان می‌دهد که اثربخشی تحریم‌های آمریکا به‌عنوان سلاحی با هدف تحمیل اراده‌اش دیگر مانند گذشته کارآمد نیست و این ممکن است به دو دلیل باشد: اولی ظهور ابرقدرت اقتصادی به نام چین است. به طوری که در آغاز المپیک پکن و سفر پوتین، قراردادهای گسترده و بلندمدت نفت و گاز بین دو کشور منعقد شد. و دوم تجربه شکست کمپین تحریم های فشار حداکثری آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران است. احتمالاً این دو عامل باعث دلگرمی روسیه می شود و در نتیجه آزادی عمل بیشتری در رفتار سیاست خارجی خود خواهد داشت. اما در نهایت، شاید مهم ترین درسی که از بحران اوکراین باید آموخت، موضوع «خودیاری» باشد. اکنون می شنویم که مقامات اوکراینی مکرراً ابراز تاسف می کنند که غرب و اروپا علیرغم تمام وعده هایشان برای حمایت از اوکراین در برابر روسیه، واکنشی نشان ندادند و اوکراین را به حال خود رها کردند. ما همچنین در مورد تجربه آنها از توافق بوداپست در سال 1994 بسیار می شنویم، زمانی که اوکراین خلع سلاح هسته ای را با اطمینان از اینکه روسیه، ایالات متحده و کشورهای اروپایی از امنیت اوکراین محافظت خواهند کرد، انجام داد. این ممکن است بزرگترین درسی باشد که ما باید از ماهیت روابط بین‌الملل بیاموزیم، یعنی نظم بین‌المللی هرج و مرج همیشه مبهم است، به این معنی که هیچ دولتی هرگز نمی‌تواند به آینده خود در رابطه با سایر دولت‌ها اعتماد کامل داشته باشد. هر کشوری می تواند در هر لحظه و به هر دلیلی مورد تهدید قرار گیرد و دولت ها چاره ای ندارند جز اینکه به خود کمک کنند تا امنیت نسبی خود را تضمین کنند، و اینکه «اعتماد به دیگران» – چه ایالات متحده، اروپا، چین، روسیه، یا هر دولت دیگری – باشد. در عرصه بین المللی دیگر معنایی ندارد. تامین امنیت و منافع ملی خود مهمترین دلیل رفتار دولت هاست و هر جا که منافع ملی دولت ها ایجاب کند، بدون هیچ گونه تردیدی به تعهدات خود عمل می کنند. در نهایت، هر دولت به تنهایی مسئولیت تامین امنیت و منافع ملی خود را بر عهده دارد و باید همیشه برای بدترین سناریوها آماده باشد.
فرصت‌های بحران اوکراین برای جمهوری اسلامی ایران
جمهوری اسلامی ایران شاید تنها کشوری باشد که در سی سال گذشته در برابر نظم تک قطبی آمریکا ایستاده و در برابر آن دوام آورده است. این کشور نه تنها جان سالم به در برد بلکه توانست نظم آمریکا را در منطقه غرب آسیا به چالش بکشد و نظم مورد نظر خود را در بخش هایی از منطقه اعمال کند. این کشور در نظم تک قطبی آزادی عمل بسیار محدودی برای حل مشکلات خود داشت و طبیعتاً زمانی که این نظم تغییر کند و وارد نظم سه قطبی شویم و قدرت آمریکا کاهش یابد، فرصت های فزاینده ای برای ایران ایجاد می شود.
در همین حال، با افزایش رقابت بین این ابرقدرت های جدید، آنها به ما نزدیک تر می شوند. به عبارت دیگر، اگر آمریکا با روسیه یا چین رفتار دوستانه‌تری داشت، مواضع آنها در قبال ایران هماهنگ‌تر می‌شد. با این حال، با افزایش فاصله میان آنها و عمیق تر شدن اختلافات، به کشورهایی که با آنها تهدیدات مشترکی داشته اند، نزدیک تر خواهند شد. این وضعیت در نظم جهانی کنونی به وضوح دیده می شود. با عمیق شدن اختلافات بین چین و روسیه از یک سو و ایالات متحده از سوی دیگر، این دو کشور به یکدیگر نزدیک می شوند و در نتیجه به کشور دیگری نیز نزدیک می شوند که با این کشور اختلاف داشته است. ایالات متحده برای چهل سال. از سوی دیگر، اعمال تحریم‌های بیشتر علیه روسیه از سوی آمریکا و اعمال تحریم‌های احتمالی علیه چین به دلیل بحران تایوان در آینده، باعث نزدیک‌تر شدن این کشورها به دولت‌هایی خواهد شد که در شرایط مشابهی قرار دارند. ما این وضعیت را باشگاه تحریم توصیف می کنیم. در حال حاضر روسیه برای خنثی کردن تحریم‌های آمریکا چاره‌ای جز تقویت همکاری با چین و همسایه جنوبی‌اش، یعنی جمهوری اسلامی ایران که تجربه خوبی در دور زدن تحریم‌ها دارد، ندارد. همزمانی بحران اوکراین با احیای قراردادهای برجام در وین، فرصت ویژه ای را برای ایران فراهم کرده است تا امتیازات بیشتری در این زمینه بگیرد.
اولا، ایالات متحده درگیر بحران هایی مانند اوکراین و تایوان است و قادر به حل همه بحران های بین المللی به نفع خود نیست. طبیعتا در حال حاضر آمریکا به هیچ قیمتی نمی تواند رفتار ایران در غرب آسیا را کنترل کند. به عنوان مثال، قبل از سال 2015، ایالات متحده با دادن کمترین امتیاز از طریق تهدید «جنگ یا توافق» تلاش کرد برجام را بر ایران تحمیل کند. اما در زمان حاضر، افزایش قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران به موازات بروز بحران های مختلف بین المللی، آن را به گزینه ای نامطلوب برای جنگ جدید آمریکا در خاورمیانه تبدیل کرده است. بنابراین نمی تواند از تهدید جنگ به عنوان وسیله ای برای گرفتن امتیاز بیشتر از ایران استفاده کند و در نتیجه راهی جز دادن امتیاز به ایران برای احیای برجام ندارد. این فرصت خوبی را برای ایران فراهم کرده است تا بر گرفتن امتیازات بیشتر از آمریکا پافشاری کند.
ثانیاً افزایش اختلافات بین روسیه و آمریکا بر سر بحران اوکراین باعث می شود که آنها در مذاکرات وین کمتر هماهنگ شوند و موضع روسیه به ایران نزدیک شود. لازم به ذکر است که بسیاری از افراد ممکن است استدلال کنند که روسیه و آمریکا بر سر ایران و اوکراین به توافق خواهند رسید و این به ضرر ایران خواهد بود. با این حال، نگاه دقیق‌تر به وضعیت انتقالی در نظام بین‌الملل نشان می‌دهد که اختلافات روسیه و آمریکا جدی‌تر از حل شدن از طریق چنین معاملاتی است.
ثالثاً، تجربه ناموفق اوکراین در تضمین امنیت خود با اتکا به سایر کشورها، به ویژه غرب و ایالات متحده، ایران را به سمت عقلانیت در محاسبه سود و هزینه سوق خواهد داد. در نتیجه، با علم به اینکه هیچ تضمینی عملی در روابط بین‌الملل وجود ندارد، مگر با منطق هزینه و فایده، بر دریافت تضمین‌ها برای احیای برجام تاکید بیشتری خواهد داشت. قطعاً تأکید خواهد شد که تأسیسات هسته‌ای ایران، ذخایر اورانیوم غنی‌شده، سانتریفیوژهای پیشرفته و غیره نباید نابود شوند و یا از کشور خارج شوند. آنها باید پس از تعلیق و تحت نظارت مشترک ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، صرفاً در داخل کشور مهر و موم شوند. شاید این تنها تضمین عملی برای احیای برجام باشد که از نقض بیشتر تعهدات آمریکا و اروپا جلوگیری کند.
ایران در قبال بحران اوکراین چه موضعی باید اتخاذ کند؟
عمدتاً دو نوع دیدگاه در مورد مواضع کشورها در قبال تحولات بین المللی وجود دارد. اولی دیدگاه ارزشی، هنجاری و اخلاقی است که در آن مواضع دیپلماتیک باید بر اساس هنجارهای جامعه بین المللی باشد و وجهه کشورها را حفظ کند. دیدگاه دوم – که اتفاقاً دیدگاه غالب و واقعی در روابط بین ملت ها است – اتخاذ موضعی مبتنی بر تأمین منافع ملی است. یعنی دولت ها در برابر تحولات بین المللی مواضعی اتخاذ می کنند که منافع ملی آنها را تامین کند. در رابطه با مسائل بین‌الملل، باید بررسی کنیم که در نظم بین‌الملل با چه حوزه‌ای سروکار داریم و در نظم چند قطبی جدید در کجا قرار داریم.
طبیعتاً در قبال بحران اوکراین، دولت‌هایی که نگرانی‌های امنیتی مشترک با روسیه در مواجهه با ایالات متحده دارند، تقریباً مواضع مشابهی اتخاذ کرده‌اند، به ویژه چین. این به این دلیل است که چین نگرانی های مشابهی در مورد ایالات متحده در تایوان دارد. جمهوری اسلامی نیز یکی از کشورهایی است که از این نگرانی مشترک امنیتی بسیار رنج می برد. ایران حضور نیروها و پایگاه های نظامی آمریکا در نزدیکی مرزهای خود در کشورهای همسایه به ویژه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را تهدیدی جدی برای امنیت خود می داند. این نگرانی اخیرا با حضور نیروهای اسرائیلی در امارات و بحرین با حمایت آمریکا دوچندان شده است. جمهوری اسلامی این حق را برای خود محفوظ می دارد که به محض مشاهده هرگونه تهدیدی برای دفاع از خود و حفظ امنیت خود واکنش نشان دهد. بنابراین موضع ایران در قبال بحران اوکراین بیشتر بر اساس همان نگرانی امنیتی مشترک است تا جلب اعتماد روسیه یا جلب رضایت افکار عمومی جهان.
در این میان باید پیامدهای مواضع دولت ها را نیز در نظر گرفت. به عنوان مثال، رژیم صهیونیستی که همواره روابط بسیار نزدیکی با روسیه داشته است، روسیه را محکوم و از اوکراین حمایت کرد. در پاسخ، مسکو به سرعت حضور اسرائیل در بلندی‌های جولان سوریه را به چالش کشید و گفت که «حاکمیت» رژیم بر این سرزمین را به رسمیت نمی‌شناسد زیرا اشغال شده است! در این میان جمهوری اسلامی بزرگترین چالش ها را با آمریکا و غرب داشته است. اکنون فرصت نزدیک شدن ابرقدرت ها به ایران در حالی است که نظم آمریکا رو به افول است. بنابراین، چرا ایران باید بر اساس منطق نظم سابق عمل کند و چرا باید با محاسبه هزینه و فایده اشتباه، منافع ملی خود را در این نظم جدید تضعیف کند؟ در نهایت، نگارنده معتقد است که در خصوص بحران اوکراین، ایران در این نظم جدید بین‌المللی علاوه بر محکومیت جنگ، دعوت به خویشتن‌داری و تشویق به حل و فصل مسالمت‌آمیز درگیری بین دو طرف، تنها باید منافع ملی خود را در سیاست خارجی در نظر بگیرد.
ابوالفضل بازرگان دارای دکترای روابط بین الملل و محقق امنیت بین الملل است.
(این مقاله در اصل به زبان فارسی نوشته شده و توسط کارکنان پرس تی وی به انگلیسی ترجمه شده است. نظرات بیان شده در این مقاله لزوماً منعکس کننده نظرات پرس تی وی نیست.)
همچنین می‌توانید به وب‌سایت پرس تی‌وی در آدرس‌های جایگزین زیر دسترسی داشته باشید:
www.presstv.ir
www.presstv.co.uk
IOS:
1. روی دکمه "اشتراک گذاری" در نوار پایین کلیک کنید
2. گزینه «افزودن به صفحه اصلی» را انتخاب کنید
3. روی «افزودن» در بالا کلیک کنید
اندروید :
1. روی دکمه "…" کلیک کنید
2. گزینه «افزودن به صفحه اصلی» را انتخاب کنید

source

توسط perfectmoment