اخبار خاورمیانه آسیا- اقیانوسیه آفریقا اروپا آمریکا جامعه هنر کسب و کار ورزش
ایران سیاسی اقتصاد انرژی انرژی هسته ای فرهنگ دفاع ورزش
10 دقیقه یک سوال ساده را نشان می دهد آفریقای امروز بازار گربه ها و سگ ها تقسیم اقتصادی چهره به چهره به طور خلاصه
#
انقلاب اسلامی ایران بیشتر در واکنش به نفوذ آمریکا در این کشور به وقوع پیوست. این بدان معنا نیست که آمریکا شر بزرگتر در لیگ ابرقدرت های مدرن متوالی بود.
اما این همان قدرتی بود که در این کشور بر اساس اظهارات یک دیپلمات خشمگین آمریکایی نمایش می داد.
این اظهارات چند روز پس از بازگشت آیت الله روح الله خمینی به ایران در فوریه 1979 زمانی که تظاهرکنندگان برای مدت کوتاهی به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند، بیان شد.
دیپلمات آمریکایی هنگام آماده شدن برای خروج از ایران گفت: ما قبلاً این کشور را اداره می کردیم، اکنون حتی سفارت خود را هم اداره نمی کنیم.
این روند تا جایی ادامه یافت که انقلاب ایران را می توان جنبشی علیه نظم جهانی آمریکا نامید.
این امر در تغییر ژئوپلیتیک منطقه ای و جهانی که پس از انقلاب رخ داده است مشهود است و به عنوان گفت و گوی مصمم برای تغییر جامعه، سیاست و اقتصاد ایران در نظر گرفته شد.
با خروج بریتانیا از خلیج فارس در سال 1971، ایران به سنگ بنای معماری امنیتی آمریکا برای حفاظت از منافع غرب در منطقه تبدیل شد.
به گفته مؤسسه بروکینگز، شاه به‌عنوان محور اصلی افزایش قیمت‌ها و تنها رهبر منطقه‌ای که مایل به شکستن تحریم‌های نفتی اعراب بود، خود را به همان اندازه برای بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی مهم ساخته بود.
هم برای انگلیسی ها و هم برای آمریکایی ها، ایران یا ایران به معنای واقعی کلمه یک معدن طلای ژئوپلیتیکی بود. غنی از نفت، بین روسیه (اتحادیه شوروی) و آبهای گرم جنوب منتهی به هند قرار داشت.
و از منظر شرق غرب، ایران همچنان پیوند میان آسیا و اروپا باقی مانده است.
پس از جنگ جهانی دوم، یک سیستم دوقطبی به تدریج شکل گرفت که به وسیله آن جهان توسط قدرت ها، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، سرمایه داری در مقابل کمونیسم، اقتصادی شد.
گویی هیچ ملتی حتی نمی توانست استقلال را تصور کند.
با این حال، برخی ممکن است هر از گاهی خود را درگیر خدمت به جنبش‌های جستجوی وابسته کنند. تلاش آنها صرفاً منجر به این می شود که به جای پرتغالی ها تحت تأثیر شوروی قرار گیرند.
نمونه های زیادی از آن در آن زمان در دنیا دیده می شد.
جواد منصوری، مورخ
با این حال و از هر زاویه ای که به آن نگاه کنید، انقلاب اسلامی ایران ضایعه و شوک سیاسی عظیمی را به «امپراتوری» آنگلوساکسون وارد کرد.
با این حال، آنچه مایه تعجب است این است که چگونه ممکن است کسی از انقلاب شوکه شده باشد، در حالی که غوغای مشکلات در ایران برای سال‌ها مشهود بود، به‌ویژه در سال 1978، سال نزدیک به انقلاب.
با این حال، جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، که کاملاً از مشکلات جاری آگاه بود، ایران را جزیره ثبات در گوشه‌ای از جهان نامید.
آن هم در سال 1357، سال قبل از انقلاب و فرار نهایی شاه از ایران.
انقلاب ایران ممکن است غافلگیرکننده باشد، زیرا برخلاف اکثر انقلاب‌ها، زمانی رخ داد که دولت به هیچ وجه ضعیف نبود.
نتیجه انقلاب برای آنها غیرقابل تصور بود.
گزارش‌های منتشر شده از سوی نهادهای مختلف آمریکایی در طول انقلاب، اعم از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا و وزارت امور خارجه، حاکی از آن بود که اتفاقاتی در ایران رخ داده و تحولات در جریان است، اما نه به آن سرعتی که آنها تصور می‌کردند.
برخی از گزارش ها حتی حدس می زدند که رژیم پهلوی حداقل تا یک دهه آینده در قدرت باقی بماند.
این در واقع نشان دهنده این واقعیت است که معادلات آمریکا نتوانسته بود تحولات ایران را پیش بینی کند.
مهدی فضائلی، تحلیلگر سیاسی
مطالعه ای که در مجله داخلی سیا منتشر شد به این نتیجه رسید که اطلاعات ناکافی باعث شکست سیاست آمریکا در قبال ایران از سال 1978 تا 1979 شده است.
در واقع، ایالات متحده اطلاعات و تحلیل های قابل توجهی در مورد رویدادهای مهم ایران، به ویژه راهپیمایی ها و شورش های اعتراضی ضد شاه، جمع آوری کرده بود.
علیرغم همه چیز، وقتی ناآرامی ها در واقع به یک انقلاب گسترده در مقیاس بزرگ تبدیل شدند، که جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده را با واقعیت جدیدی روبرو کرد، آمریکا غافلگیر شد.
اطلاعاتی که اخیراً از طبقه بندی خارج شده است، تلاش های دولت کارتر برای میانجیگری مستقیماً برای انتقال مسالمت آمیز با امام خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران، پس از خروج شاه ایران، محمدرضا پهلوی، را مستند کرده است، اما او و هیچ کس دیگری چندان موفق نشدند.
این موضوع این پرسش را مطرح می‌کند که آیا امام خمینی از حمایت قدرت‌های خارجی اعم از چپ یا راست برای به دست آوردن قدرت و سپس اجرای برنامه‌های خود استفاده می‌کرد، یا اینکه در ابتدا چنین حمایتی نداشت؟
نه آمریکایی ها و نه هیچ کس دیگری انتظار انقلابی با این ابعاد حماسی را نداشتند، حداقل نه به این صورت ناگهانی و نه به این زودی یا چنین حمایتی در سراسر کشور از بنیانگذار آن برخوردار باشد.
در داخل، برای بسیاری از آمریکایی ها، قیام در ایران احساس بیهودگی پیرامون نقش آمریکا در جهان را تشدید کرد.
انقلاب اسلامی از همان ابتدا با دشمنی ابرقدرت ها روبرو بوده است. در مقابل آن جبهه درست کردند. وقتی می گوییم ابرقدرت ها منظورمان این است که شوروی آن زمان به آمریکا علیه ما پیوست.
این دو ابرقدرت ضمن اختلاف در مسائل متعدد، در مقابله با جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی و نظام برآمده از تلاش امام خمینی(ره) با یکدیگر همراهی کردند.
قدرت های اروپایی و پیروان آنها مانند کشورهای سرکش منطقه و دیگران نیز همین گونه اند. در مقابل انقلاب اسلامی جبهه درست کردند.
دلیل این دشمنی چیست؟ این نکته را هرگز نباید فراموش کنیم. دلیل این دشمنی صرفاً این بود که نظام اسلامی هنجارهای رژیم سلطه را نفی کرده بود.
حضرت آیت الله سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی
یکی از ویژگی های بارز ماهیت انقلاب، مبارزه با استکبار بوده است. زمانی که انقلاب به موفقیت رسید، مهیب ترین پایگاه آمریکا در منطقه درهم شکست. پایگاهی که آمریکایی ها از آن به عنوان الگوی ثبات یاد می کردند.
بر اساس تحقیقات دانشمندان آمریکایی که به صورت کتاب منتشر شده است، حتی در اوایل آبان 1357، تقریباً 100 روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، این نتیجه برای آنها غیرقابل تصور نبود.
زمانی که رژیم پهلوی سرنگون شد و بزرگترین سنگر ایالات متحده در یکی از حساس ترین مناطق جهان، چه از نظر تامین انرژی و چه از نظر ژئوپلیتیک، عظمت آمریکا به شدت ضربه خورد و واشنگتن ضربه بدی خورد.
مهدی فضائلی، تحلیلگر سیاسی
در مقابل دیگر قدرت های مدرن، چه قبل و چه به موازات آن، آمریکا، می توان گفت یک قدرت خیرخواه بود، پس چرا امام به فکر قیام بر ضد شاه و نظام آمریکا افتاد؟
در سال 1964 امام خمینی هرگز از انقلاب سخنی به میان نیاورد و آنچه او عمدتاً به دنبال یک جنبش اصلاحی بود. او حتی شاه را نصیحت کرد و به او گفت که دست از دستفروشی آمریکا بردارد و وقار را رعایت کند. او همچنین به ارتش توصیه می کرد، او هرگز از مقاومت مسلحانه حمایت نمی کرد.
هر بار که شورشیان مسلح در مورد درگیری‌های مسلحانه از امام مشورت می‌گرفتند، امام این گونه درگیری‌ها را کاملاً نادیده می‌گرفت. من شاهد بسیاری از این موارد بودم.
بنابراین به جرات می توان گفت که امام به عنوان یک اصلاح طلب از اوایل دهه 60 شروع به کار کرد. بعدها امام به دنبال هوشیاری اسلامی به عنوان رویکردی بود.
شاید این اصطلاحی باشد که این روزها به کار می رود، اما این یک واقعیت است که نهضت امام اساساً به دنبال هوشیاری بود که به وسیله آن مردم نسبت به مسائل اسلامی یا منافع ملی بیدار شوند و با چنین هوشیاری با شاه مقابله کنند.
حسین کنعانی مقدم، انجمن بین المللی ضد صهیونیسم
خود کارتر نیز در نهایت به این موضوع اذعان کرد و اظهار تاسف کرد: "ایران در وهله اول مال ما نبود که ببازیم. ما مالک ایران نیستیم و هرگز قصد یا توانایی کنترل امور داخلی ایران را نداشته ایم."
چیزی که ایالات متحده با آن باقی ماند، بحران امنیت ملی قو سیاه بود، با تأثیر فاجعه بار بر سیاست داخلی و خارجی آمریکا، به جای اینکه صرفاً به دنبال جلوگیری از نفوذ شوروی از طریق متحدان منطقه ای در مجاورت اتحاد جماهیر شوروی یا سوسیالیست ها، روسیه بزرگ باشد.
اکنون ایالات متحده باید با یک قدرت متخاصم در این منطقه استراتژیک حیاتی مبارزه کند.
در داخل، برای بسیاری از آمریکایی ها، تحولات در ایران احساس بیهودگی را در مورد نقش آمریکا در جهان تشدید کرد.
این احساس از زمان پس از جنگ ویتنام برجسته شده بود.
نیویورک تایمز، در مقاله‌ای که در مارس 1979 منتشر شد، این سوال را مطرح کرد که چگونه شاه، پادشاهی که بیش از ارتش بریتانیا تانک‌های بیشتری را فرماندهی می‌کرد، بیش از سواره نظام اول ایالات متحده در ویتنام، بالگردهای بیشتری را در اختیار داشت، چگونه می‌توانست اینقدر منظم از قدرت خارج شود؟
در واقع ما با الگوی جدیدی از انقلاب که متکی بر توده های آگاه است به دنیا نشان دادیم. اسلام سیاسی، انقلابی، شیعه که شهادت و تکیه بر رهبری مرجعیت سیاسی و مذهبی را ارج می نهد که منبع جدیدی از قدرت را در جهان به وجود آورد.
شاید برخی هنوز قدرت این سه عنصر را درک نکرده باشند. این قدرت با پیوستن به یکدیگر، به معنای واقعی کلمه مبانی ایدئولوژی غرب را چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی برچیده است.
جواد منصوری، مورخ
زمانی که احساسات ایران به دلیل مداخله ناخواسته ایالات متحده در جریان آنچه که به عنوان کودتای 1953 شناخته می شود، برانگیخته شد، نخست وزیر دوران ملی شدن نفت، دکتر محمد مصدق ، نخست وزیر منتخب دموکراتیک را کنار زد تا موقعیت شاه را تقویت کند.
اسناد طبقه بندی شده منتشر شده در سال 2017 نقش مرکزی سیا را در آن کودتا از طریق عملیات آژاکس فاش کرد، بریتانیا نیز نقش خود را در عملیات بوت ایفا می کند.
پس از کودتای 1953 ایران، آمریکایی ها جایگزین انگلیسی ها شدند. از آن زمان مردم ایران با بغض حضور آمریکایی ها را در کشور به یاد می آورند.
بیش از 40000 مستشار نظامی از آمریکا در کشور ما حضور داشتند و آمریکایی‌ها تقریباً در تمام بخش‌های کلیدی کشور درگیر بودند و عملاً آنها را دستکاری کردند.
علاوه بر این، خود شاه نیز کاملاً توسط آنها دستکاری شده بود.
در دوران دیکتاتوری و شرایطی که ساواک در ایران ایجاد کرده بود، با همه شکنجه ها و بی توجهی به حقوق بشر، این گونه امور از نظر افکار عمومی ایران مورد حمایت آمریکا قرار می گرفت.
مهدی فضائلی، تحلیلگر سیاسی
پس از حمله صدام حسین دیکتاتور عراق به جمهوری اسلامی ایران در سال 1980، حضور فیزیکی آمریکا در خاورمیانه یا غرب آسیا رنگ جدیدی به خود گرفت.
باعث شد که در حمایت از صدام وارد منطقه شود، بخصوص که جنگ از خلیج فارس سرایت کرده بود و خطوط لوله نفت را تهدید می کرد.
پادشاهی‌های عرب در جنوب خلیج فارس در هراس از ایران که هم یک قدرت منطقه‌ای بود و هم اکنون یک قدرت منطقه‌ای انقلابی با شوق سرنگونی پادشاهان، در کنار صدام قرار گرفتند.
خیلی بعد با اشتباه وحشتناک صدام حسین در قضاوت، طعمه گرفتن و حمله به کویت. از آن زمان استیلای ایالات متحده در خاورمیانه پایدار شد.
رشته حملات در این منطقه از سال 2001 با افغانستان آغاز شد.
نکته اصلی مورد توجه در اینجا این است که چگونه یک قدرت سرمایه داری مانند ایالات متحده که قبلاً از دخالت و استثمار اقتصادی کشور در ازای خدمات و حتی فناوری خوشحال بود، هرچند بدون دفترچه راهنمای کاربر یا خدمات، اکنون مجبور بود با تفنگ آتشین وارد شود.
به نظر می رسد که مجموعه اقدامات متجاوز نظامی ایالات متحده به جای نمایش قدرت از خودراضی و عنوان، مبارزه ای از سوی واشنگتن برای حفظ منافع خود بوده است.
مارگارت تاچر، نخست‌وزیر سابق بریتانیا، زمانی به درستی گفت که هیچ چیز خطرناک‌تر از سقوط یک امپراتوری نیست. شاید بهترین مثال برای این امر در دوران مدرن، جنگ های ویرانگر ایالات متحده در افغانستان و عراق باشد.
به نظر می‌رسد که انقلاب ایران در مردم سراسر منطقه جرأت ایجاد کرده است تا در هنگام مواجهه با دیکتاتوری، یعنی بهار عربی که در سال 2010 آغاز شد، در جایی که مناسب می‌دانند، شورش کنند.
ظهور حزب الله در لبنان، تقویت اخلاقی نیروهای شیعه در عراق، جنگ سرد منطقه ای علیه عربستان سعودی و اسرائیل، و رنگ و بوی اسلامی به احساسات ضد امپریالیستی و ضد آمریکایی در خاورمیانه می بخشد.
به گفته مهرزاد بروجردی ، استاد علوم سیاسی دانشگاه سیراکیوز، این مهم ترین محصول جانبی انقلاب ایران بود.
ایران حزب‌الله را در لبنان ایجاد کرد و جبهه دوم را در برابر جاه‌طلبی‌های اسرائیل، که همیشه تسلط بر همه چیز از نیل تا فرات بود، باز کرد.
اخیرا، اسرائیل در واقع ابراز کرده است که چگونه می خواهد خاورمیانه به کشورهای کوچک تجزیه شود. به نظر می رسد که اسرائیل فراموش کرده است که خود یک مهمان ناخوانده در این منطقه است.
امام (آیت الله خمینی) درست از زمانی که می گفت صهیونیست ها غده سرطانی هستند، یک شخصیت ضد صهیونیستی بود. به همین ترتیب شاهد هستیم که نیروهای مقاومت ضد صهیونیستی در منطقه عمل کرده اند. و این یکی از آرزوهای امام است که آنطور که ایشان تصور می کردند محقق شده است و امروز روز جهانی قدس را داریم… امام ضد آپارتاید، ضد نژادپرستی و رویکرد سیاست خارجی ایشان در برخورد با آفریقای جنوبی، منطقه ای بود. مسائل و ضد اتحاد جماهیر شوروی زمانی که او پیامی به گورباچف فرستاد.
همه اینها دگرگونی ساختاری در روابط شرق غرب را نشان می داد.
حسین کنعانی مقدم، انجمن بین المللی ضد صهیونیسم
در مورد تأثیر جنگ‌های مختلف بر نفوذ فراسرزمینی ایران، جالب اینجاست که حمله صدام به ایران، انقلاب را تقویت کرد و به آن پایگاهی محکم داد تا پیام خود را به خارج از مرزهای ایران صادر کند، زیرا ایرانی‌ها در مبارزه با تهدید خارجی متحد شدند.
از سوی دیگر، طنز موفقیت آمیز حملات آمریکا به این منطقه در اوایل دهه 2000 این است که حمله آمریکا به عراق و افغانستان، دو رقیب بزرگ ایران در منطقه، یعنی طالبان و صدام حسین را از بین برد و ایران را ترک کرد. مهم ترین بازیگر منطقه است و به همین دلیل است که اعراب اینقدر ترسیده اند. همه اینها از انقلاب شروع شد.
جمهوری اسلامی ایران بدون شک سیاست منطقه ای و جهانی را تغییر داده است. قبل از سقوط کمونیسم، سناریوی غرب در مقابل شرق وجود داشت که در آن بازیکنان در هر دو طرف صف می‌کشیدند تا حمایت آمریکا یا اتحاد جماهیر شوروی را جلب کنند.
اما ایران با سناریوی نه شرقی و نه غربی روبرو شد. این امر برای مخاطبان بین‌المللی که تماشا می‌کنند و گوش می‌دهند، در حالی که ایران از مدرن شدن به تلاش برای اتخاذ سبک زندگی ساده حضرت محمد (ص) می‌رود، جذاب است.
انقلاب ما یک جنبش پویا در مسیر تحقق جاه طلبی های خود است.
به لحاظ نظری، در هر انقلابی روش‌های مختلفی برای رسیدن به یک تحول اتخاذ می‌شود، یکی از این روش‌ها انقلاب در انقلاب است. همان‌طور که می‌بینید، امام گهگاه از برخی حرکت‌ها به عنوان انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نام می‌بردند، مانند تسخیر سفارت آمریکا.
بنابراین این بدان معناست که ما در مسیر تکمیل هستیم. ما هرگز نمی توانیم بگوییم انقلاب محقق شده است.
حسین کنعانی مقدم، انجمن بین المللی ضد صهیونیسم
چگونگی آغاز انقلاب در ایران به این صورت بود که در ابتدا اقتدار از سلطنت نهایی ایران توسط ائتلافی از روحانیون مسلمان و همچنین چپ‌ها و تا حدی لیبرال‌ها و جمهوری اسلامی که در این ماه‌ها تأسیس شد به ارث رسید. پس از انقلاب به عنوان یک نظام حکومتی روحانی پایدار ماند.
جای تعجب نیست که با پیامی مبنی بر استقلال از دخالت و ظلم خارجی برای ایرانیان و جهان همراه شده است. و به نظر می‌رسد که از آن زمان به بعد، جنبش‌های اسلامی و مسلمان را به‌وجود آورده است.
پس از پیروزی انقلاب شاهد موجی از اسلام گرایی در سراسر جهان بودیم.
حتی در منطقه این موج در کشورهای مختلف متفاوت است، اما هم با توجه به وجود رژیم صهیونیستی و برنامه آنها و هم با توجه به شرایط حاکمیت رژیم های منطقه، جاه طلبی های انقلاب که جاه طلبی های انسانی است، نیست. محدود به جغرافیای ایران است.
همانطور که ما و بسیاری از محققان معتقدیم که انقلاب فرانسه فقط یک انقلاب فرانسه نبود، انقلاب اسلامی نیز فقط یک انقلاب ایران نبود، بلکه یک جنبش اسلامی بود که جاه‌طلبی‌های آن در هر کجای دنیا ممکن است مورد استقبال قرار گیرد.
مهدی فضائلی، تحلیلگر سیاسی
انقلاب ایران را می توان یک جنبش ضد آمریکایی دانست که علیرغم رویارویی با بزرگترین قدرت نظامی جهان، توانسته به تدریج به جایی برسد که از نظر نظامی شجاعت مقابله با ایران از بین رفته باشد.
همچنین ایران از نظر اقتصادی در حال چرخش است و با عبور از آن نقطه ضعف خاصی برای آمریکایی ها باقی نمی ماند تا در تلاش های خود علیه این کشور از آن بهره برداری کنند.
بعد از فتنه 1388 در خصوص نشانه هایی در داخل کشور که به آمریکایی ها منتقل شد، راهبرد جدید آمریکا فشار حداکثری بود، زیرا احساس می کرد جمهوری اسلامی ایران در این زمینه دارای نقاط ضعفی است.
آنها معتقدند با فشار بر نقاط ضعف، به اهداف خود می‌رسیدند و با قرار دادن مردم در برابر نظام، انقلاب را شکست می‌دادند.
چنین فشار اقتصادی باعث پایان مقاومت مردم می شود که در این صورت در مقابل انقلاب می ایستند و اهداف آمریکا از داخل کشور محقق می شود. این هرگز اتفاق نیفتاد.
البته ما شاهد اتفاقاتی بودیم که عمدتاً ناشی از عدم تدبیر دولت قبلی بود، مانند حوادث مربوط به گاز و مواردی از این دست. به هر حال نتایجی که آمریکایی ها دنبال می کنند محقق نمی شود.
همانطور که به شما گفتم، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا به صراحت اعلام کرد که سیاست های فشار حداکثری واشنگتن به طرز وحشتناکی شکست خورده و سه هدفی که ترامپ برای این سیاست ها طراحی کرده بود نیز شکست خورده است.
مهدی فضائلی، تحلیلگر سیاسی
با نگاهی به شرایط، اقتصاد ایران ممکن است به زودی پنج تا ۷ درصد رشد کند یا تورم به ۲۰ درصد کاهش یابد. بنابراین ما در سرچشمه یک نقطه عطف اقتصادی هستیم.
آیا می گویید جنگ اقتصادی ای که آمریکا علیه ما به راه انداخته است، از این پس برای آمریکا نتیجه خواهد داد؟
از سال 2000، آمریکایی ها به دنبال جنگ هیبریدی علیه ایران هستند. جنگ اطلاعاتی، جنگ فیزیولوژیکی، جنگ اقتصادی، تروریسم اقتصادی، جنگ نظامی، گروه های تروریستی و همچنین جنگ فرهنگی و علمی وجود دارد.
آنها در همه جبهه ها کار می کنند، برخی اوقات سیاست های فشار حداکثری که توسط اوباما و سپس ترامپ و سپس بایدن ارائه می شود، فقط شدت شاخص های جنگ را تغییر می دهد، در حالی که برخی اوقات شاخص کنترل قوی تر می شود در حالی که جنبه اقتصادی جنگ می آید. آهسته تر، در زمان های دیگر جنگ اقتصادی قوی تر و جنگ نظامی ضعیف تر می شود.
حسین کنعانی مقدم، انجمن بین المللی ضد صهیونیسم
انقلاب اسلامی ایران در مقایسه با سایر انقلاب‌های معروف از این جهت بی‌نظیر است که با وجود گذشت 43 سال همچنان بر آرمان‌های خود باقی مانده است، هرچند ممکن است در رسیدن به آن آرمان‌ها مشکل داشته باشد.
واقعیت امر این است که هیچ یک از مکاتب فکری جهان، از جمله لیبرالیسم، سرمایه داری، سکولاریسم و سوسیالیسم، همگی مانند گذشته مورد احترام قرار نگرفته اند.
غرب از این بابت بسیار متاسف است [نگران] زیرا آنها احساس می کنند اسلام جایگزین آنها شده است. … کتابی با عنوان "پایان قضیه آمریکا" که می گوید: "دیگر چیزی برای گفتن به دنیا نداریم، حتی در داخل کشور، امکان زنده ماندن ما وجود ندارد. همه عوامل بقای ما از بین رفته است. در داخل و خارج از کشور ما صلاحیت خود را از دست داده ایم».
جواد منصوری، مورخ
کشورهای زیادی هستند که انقلاب کردند و علیه سلطه و استکبار و ظلم و استبداد قیام کردند اما پس از مدت کوتاهی برخی پس از 5 سال و برخی پس از 10 سال به کلی از راهی که در پیش گرفته بودند بازگشتند و دوباره راه پیشینیان خود را طی کردند. و شبیه آنها شد.
دلیل آن این بود که آنها فاقد پایه های فکری محکم بودند. به همین دلیل است که اصطلاح ایدئولوژی زدایی را در سخنان خارجی ها و متأسفانه برخی از خودی ها که پیرو آنها هستند، می بینیم.
بنیان فکری انقلاب اسلامی ایران که دارای مبنای اسلامی است، در واقع دشمن اصلی سلطه‌گران است.
حضرت آیت الله سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی
 
همچنین می‌توانید به وب‌سایت پرس تی‌وی در آدرس‌های جایگزین زیر دسترسی داشته باشید:
www.presstv.ir
www.presstv.co.uk
IOS:
1. روی دکمه "اشتراک گذاری" در نوار پایین کلیک کنید
2. گزینه «افزودن به صفحه اصلی» را انتخاب کنید
3. روی «افزودن» در بالا کلیک کنید
اندروید :
1. روی دکمه "…" کلیک کنید
2. گزینه «افزودن به صفحه اصلی» را انتخاب کنید

source

توسط perfectmoment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.