تهران – استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه دولتی مسکو می گوید روسیه به گونه ای عمل می کند که انگار می خواهد برای جلوگیری از حمله کیف به دونباس به اوکراین حمله کند اما کرملین تمایلی به این کار ندارد.
استانیسلاو بیشوک به تهران تایمز می‌گوید: «مسکو تصمیم گرفت طوری رفتار کند که گویی می‌خواهد مداخله کند – بدون هیچ تمایلی برای انجام یک مداخله واقعی – تا مانع از حرکت نظامی فرضی کیف در دونباس شود.
بیشوک می گوید: «برای جلوگیری از این سناریوی منفی، این اقدامات مسکو توسط کیف و شرکای ناتو آن به عنوان برنامه های واقعی روسیه برای مداخله جدی تفسیر شد.
او می‌گوید بسیاری از مفسران پیش‌بینی می‌کنند که هرگونه درگیری بین روسیه و اوکراین به ناچار منجر به تلفات گسترده از هر دو طرف و تحریم‌های سخت غرب علیه مسکو از جمله موارد دیگر خواهد شد.
در ادامه متن این مصاحبه آمده است:
س: تشدید تنش بین روسیه و ناتو بر سر اوکراین را چگونه ارزیابی می کنید؟
پاسخ: بسیاری از مفسران تشدید تنش کنونی را در کل دوران پس از جنگ سرد بی سابقه می دانند. من با این ارزیابی موافقت می کنم و اضافه می کنم که وضعیت امروز کاملاً غیر قابل تحریک به نظر می رسد. مطمئناً روابط روسیه و ناتو برای مدتی طولانی بدتر شده است. با این حال، از سال 2015، هیچ نبرد مهمی بین ارتش اوکراین و شورشیان مورد حمایت روسیه در منطقه دونباس در شرق اوکراین رخ نداده است. از آن زمان، هیچ کس به طور واقع بینانه ادعا نکرد که کرملین می خواهد به اوکراین حمله کند، نیمه شرقی آن را ضمیمه کند، کیف را تصرف کند، و یک دولت دست نشانده طرفدار مسکو را در آنجا مستقر کند.
هرگونه جنگ با اوکراین یا هر همسایه دیگری از سوی افکار عمومی روسیه منفی تلقی می شود. در اواخر سال 2021، برخی از رسانه‌های غربی گزارش‌هایی درباره افزایش گسترده نظامی روسیه در امتداد مرزهای شرقی اوکراین منتشر کردند. برخی ادعا کردند که مسکو در شرف حمله به همسایه خود از طرف جمهوری های خودخوانده جدایی طلب دونباس، دونتسک و لوگانسک "جمهوری های مردمی" است، یعنی بسیاری از ساکنان آن قبلا تابعیت روسیه را دریافت کرده اند. هنگامی که کرملین در مورد مانورهای نظامی اخیر خود سؤال شد، به صراحت پاسخ داد که از تمام حقوق استقرار نیروها و خودروهای نظامی خود در هر نقطه از خاک روسیه برخوردار است – اما در مورد انگیزه های این استقرار گسترده چیزی نگفته است. این عدم قطعیت زمینه بیشتری را برای کسانی فراهم کرد که به کرملین برای تدارک حمله به اوکراین مشکوک بودند. مانورهای نظامی مشترک گسترده روسیه و بلاروس در نزدیکی مرز شمالی اوکراین اوضاع را آرام‌تر نمی‌کند.
بازسازی حدسی من از وقایع اخیر به شرح زیر است. در اواخر سال 2021، مسکو اطلاعاتی را از اوکراین دریافت کرد مبنی بر اینکه کی‌یف در حال برنامه‌ریزی یک عملیات نظامی همه جانبه علیه جمهوری‌های جداشده در شرق اوکراین است تا حاکمیت کامل بر این سرزمین‌ها را بازگرداند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، مسکو مجبور می‌شود آشکارا برای محافظت از دارندگان گذرنامه روسی در آنجا مداخله کند. این مداخله به ناچار منجر به تلفات گسترده از هر دو طرف، ویرانی، انزوای بیشتر روسیه از اقتصادهای غربی، تحریم‌های اقتصادی شدیدتر و غیره خواهد شد. تمایل به راه اندازی یک مداخله واقعی – برای جلوگیری از حرکت نظامی فرضی کیف در دونباس. سپس، این اقدامات مسکو توسط کیف و شرکای ناتو آن به عنوان برنامه های واقعی روسیه برای مداخله جدی تفسیر شد.
هر محقق روابط بین‌الملل می‌داند که دولت‌ها همواره با داشتن اطلاعات محدود و اغلب تحریف شده درباره مقاصد دیگران، در امور جهانی فعالیت می‌کنند. در این محیط خطرناک مه جنگ، سوء تفاهم ها اغلب اتفاق می افتد.
س: آیا فکر می کنید رسانه های غربی با نمایش وضعیت جنگی بین روسیه و اوکراین به بحران دامن می زنند؟
نه تنها در رسانه ها، بلکه در طبقه سیاسی و در میان جامعه کارشناسان در غرب، اجماع واضحی وجود دارد که روسیه مسئول اصلی بحران اوکراین است که در سال 2014 آغاز شد. به نظر می رسد قدرت های غربی (و همچنین شرقی)، روسیه از جمهوری های جدا شده دونباس حمایت نظامی می کند، فاجعه پرواز MH-17 خطوط هوایی مالزی که در دنباس سقوط کرد، به مجموعه موشک های زمین به هوای روسیه بوک متهم می شود. و غیره. اعطای پاسپورت روسی به ساکنان جمهوری‌های جداشده نیز به‌جای محافظت از آنها، سلاح محسوب می‌شود: مسکو هیچ تعهد قانونی برای حمایت از شهروندان طرفدار روسیه در شرق اوکراین ندارد، اما اگر این افراد تابعیت روسیه را دریافت کنند، آنها را وادار می‌کند. هدفی بسیار "گران"، هر چقدر هم بدبینانه به نظر برسد، برای ارتش اوکراین.
با این پس‌زمینه، جای تعجب نیست که وقتی اولین اطلاعات در مورد تحرکات نظامی روسیه در نزدیکی مرز اوکراین ظاهر شد، بسیاری فوراً به نتیجه‌گیری درباره آماده‌سازی تهاجم می‌پرداختند. این سوال واضح، "چرا روسیه تصمیم به مداخله آشکار در سال 2022 می گیرد و نه در سال 2014، زمانی که ارتش و دولت اوکراین بسیار ضعیف تر از امروز بودند؟"، هرگز مطرح نمی شود. این چیزی است که من را به عنوان یک دانشمند علوم سیاسی در شرایط فعلی شگفت زده می کند. انگیزه بازیگران مهم است.
از جنبه روشن آن، ذکر این نکته ضروری است که در عصر اطلاعات امروز، بسیاری از جنگ‌ها نیز عمدتاً در حوزه اطلاعاتی به راه می‌افتند، نه در میدان‌های جنگ واقعی. این نسبت تقریباً 90 به 10 است. این به ما افراد عادی زمینه ای برای خوش بینی محتاطانه می دهد.
س: چگونه ناتو با احاطه کردن مسکو به حوزه نفوذ روسیه نفوذ می کند؟
پاسخ: از اواخر قرن پانزدهم، زمانی که روس‌ها سرانجام بر حکومت اردوی طلایی غلبه کردند و سرزمین‌های سابقاً تحت کنترل مغول‌ها را در بدنه سیاست روسیه گنجاندند، تمام تهاجمات عمده روسیه از غرب بوده است – که در تهاجم غافلگیرکننده آلمان نازی به اوج خود رسید. جنگ جهانی دوم از این رو، نگرانی های امنیتی کرملین و تثبیت فرضی آن بر گسترش ناتو به سمت شرق می تواند از نظر تاریخی توجیه شود.
درک دریافت شده از تاریخ نظامی روسیه، همانطور که در داخل کشور آموزش داده می شود، این است که روس ها همیشه از خود دفاع کرده اند و هرگز جنگ های تهاجمی برای گسترش سرزمینی را راه اندازی نکرده اند. این روایت صلح‌طلبانه توسط بسیاری از سوژه‌های سابق مسکو (یا سن پترزبورگ اگر در مورد دوره امپراتوری تاریخ روسیه صحبت می‌شود) از جمله لهستان، کشورهای بالتیک و اوکراین به چالش کشیده شود. آنها ادعا می کنند که امپریالیسم روسیه توسعه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مردمان قومی غیرروسی دولت ها را سرکوب کرد و این سیاست توسط حکومت شوروی و حتی بعداً توسط فدراسیون روسیه معاصر تداوم یافت. از این رو، هنگامی که کرملین نگرانی های خود را در مورد گسترش ناتو به سمت شرق اعلام می کند، آن کشورهای کمونیست سابق اروپای مرکزی و شرقی، که قبلاً به ناتو پیوسته اند یا می خواهند به آن بپیوندند، ادعا می کنند که این ناتو نیست که به سمت روسیه گسترش می یابد، این دولت ها هستند که از روسیه فرار می کنند. ، از حرکات تهاجمی نهایی خود می ترسد. متأسفانه از امروز به نظر می رسد روسیه و ناتو از کنار هم صحبت می کنند و بازی سرزنش را انجام می دهند، یعنی اقدامات خود را در واکنش به حرکات ظاهرا غیر دوستانه حریف توضیح می دهند.
س: آیا به نظر شما روسیه می تواند با کشورهای آسیایی و قدرت های منطقه ای مانند ایران و چین ائتلافی برای جلوگیری از گسترش ناتو تشکیل دهد؟
پاسخ: گروه BRICS تلاشی برای تشکیل نوعی ائتلاف متعادل کننده بوده است، اما به سختی می توان این شرکت را یک موفقیت بزرگ نامید. کشورهای متشکل از برجام – از لحاظ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سرزمینی – بسیار متنوع هستند و نمی توانند یک جبهه متحد تشکیل دهند. خصومت عمیقی بین دو کشور پرجمعیت – چین و هند – وجود دارد. در عین حال، هند در میان کشورهای طرفدار آمریکا در آسیا قرار دارد. همزمان، برزیل، بزرگترین اقتصاد آمریکای جنوبی و کل نیمکره جنوبی، بسیار به روابط اقتصادی خود با ایالات متحده وابسته است. آخرین اما نه کم اهمیت، فرهنگ و فناوری عامه پسند جهانی امروز، عمدتاً محصول هالیوود و سیلیکون است. دره. حتی اگر بخواهیم مخالفت خود را با سیاست های آمریکا اعلام کنیم، مطمئناً این کار را از طریق پلتفرم های رسانه های اجتماعی آمریکایی در اینترنت ایجاد شده توسط آمریکا انجام خواهیم داد. که اوضاع را پیچیده تر می کند.
با صحبت از یک محور احتمالی چین-روسیه-ایران، تصور اینکه از نظر عملی چگونه خواهد بود، دشوار است. ما می‌توانیم به‌طور واقع‌بینانه بیانیه‌ای مشترک را تصور کنیم که سه ملت می‌توانند تولید کنند – هژمونی آمریکا را تخریب کنند، جهان چند قطبی را ستایش کنند، احترام به تنوع تمدنی را بیان کنند، و غیره. اما این اظهارات ایدئولوژیک چه اقدامات عملی را در پی خواهد داشت؟ چین، صرف نظر از روابط کنونی اش با غرب، یک قدرت جهانی است که برای کل اقتصاد جهانی کاملا ضروری است. ابزارهایی که خوانندگان شما هنگام خواندن این مصاحبه از آنها استفاده می کنند تقریباً به طور قطع ساخت چین هستند. رونق روزافزون خود چین که از چندین دهه پیش آغاز شد، عمدتاً به بخشی از اقتصاد جهانی بستگی دارد.
روسیه و ایران علیرغم قدرت نسبی خود، از نظر اهمیت برای اقتصاد جهانی با چین قابل مقایسه نیستند. در هر ائتلاف رسمی احتمالی با پکن، مسکو و تهران شرکای کوچکتر خواهند بود – برای کشورهای جاه طلبی پس از امپراتوری مانند روس ها و فارس ها، غیر شروع کننده. مهمتر از آن اینکه چین در قطع روابط خود با غرب و در عین حال تقویت روابط خود با روسیه و ایران، مطلقاً چیزی به دست نمی آورد. با وجود تمام لفاظی‌های مارکسیستی-لنینیستی، چین آنقدر کشوری عمل‌گرا است که نمی‌تواند انقلابی جهانی را به طور جدی به راه بیندازد.
س: عواقب تحریم های سخت آمریکا علیه بانک های روسیه چه خواهد بود؟
ج: بانک‌های روسیه از زمان رفراندوم کریمه و شروع درگیری دونباس در سال 2014 تحت محدودیت‌های شدیدی قرار گرفته‌اند. آنها از امکان دریافت اعتبارات بلندمدت با نرخ بهره پایین از بانک‌های غربی محروم هستند. این، از جمله، به مشکلات اقتصادی و تورم قابل توجه در روسیه کمک کرده است. البته اگر روسیه در اوکراین مداخله کند، تحریم های جدید و حتی شدیدتر به دنبال خواهد داشت. هیچ کس در روسیه آن را نمی خواهد، حتی شاهین ترین سرهای داغ.
بنابراین، ما را به سوال اصلی بازمی گرداند که توسط کسانی که ادعا می کنند روسیه در آستانه تهاجم آشکار به اوکراین است به آن پرداخته نمی شود: اگر کرملین تصمیم به حمله به همسایه خود بگیرد، چه سودی خواهد داشت؟ به غیر از تحریم‌های بین‌المللی سخت و بار سرمایه‌گذاری هنگفت در سرزمین‌های تازه تصاحب شده، چه چیزی به دست خواهد آمد؟ ناگفته نماند که بر اساس همه نظرسنجی های اخیر، هرگونه جنگ با اوکراین یا هر همسایه دیگری توسط افکار عمومی روسیه منفی تلقی می شود. پس بیایید امیدوار باشیم که تشدید تنش کنونی در 90 درصد جنگ اطلاعاتی که در رسانه ها و نه در میدان جنگ انجام می شود، جا بیفتد.

کلیه محتویات خبرگزاری مهر تحت مجوز Creative Commons Attribution 4.0 بین المللی مجوز دارد.

source

توسط perfectmoment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.