شیوه زندگی در تهران در دهه 60 و 70 دارای آداب و رسوم منحصر به فردی بود که برخی از آنها تحت تأثیر رویکرد نیاکان قرار داشت و برخی دیگر به شرایط زمانه بستگی داشت و باعث شد تهرانی ها راه های مختلفی را برای زندگی انتخاب کنند. متناسب با شرایط خاص فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود.
در نتیجه برخی از محله های معروف با داشتن فرهنگ متمایز خود از محله های دیگر متمایز شدند. محله سدنصرالدین که اکنون در مرکز شهر قرار دارد، زمانی یکی از محله های مرکزی تهران بوده و از آن زمان فرهنگ اجتماعی مشخصی داشته است و این کتاب درباره این محله و اهالی است.
داستان کتاب به سبکی نوشته شده است که خاطرات را با داستان تلفیق می کند. نویسنده در مقدمه کتاب مروری کوتاه از خود، خانه ای که در آن بزرگ شده و مردمی که در آنجا زندگی می کردند ارائه می دهد. مستأجرها که نسبتاً طولانی مدت هستند، در مرکز داستان قرار دارند و همچنین عادات آنها و هر آنچه در این مدت برای آنها اتفاق می افتد.
شخصیت‌ها و شخصیت‌پردازی داستان بسیار عالی است، به‌ویژه شخصیت‌های «عزیجون»، خاله شخصیت اصلی و صاحب خانه، «استا باقر» و «مشهدی حسین».
داستان لحن بسیار هیجان انگیز و شگفت انگیزی دارد که خواندن آن را لذت بخش تر می کند. نویسنده تمام تلاش خود را کرد تا زندگی روزمره در تهران را از زوایای مختلف از جمله شغل مردم، هنر و تئاتر، ابزارهای منسوخ و حتی رژیم غذایی آنها به تصویر بکشد.
نویسنده در کنار خاطرات نوستالژیکی که اغلب از دست می‌رود، برخی از مسائل اجتماعی آن دوران را نیز با لحنی طنزآمیز مورد بحث قرار می‌دهد و آن را کمتر تلخ و احتمالاً طنزآمیز جلوه می‌دهد.

کلیه محتویات خبرگزاری مهر دارای مجوز بین المللی Creative Commons Attribution 4.0 می باشد.

source

توسط perfectmoment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.