شهر بندری زیبایی که قبلاً ظاهر دلنشینی داشت مورد تهاجم دشمن قرار گرفته و اکنون تغییر کرده و دیگر شبیه خرمشهر زیبای قبل نیست و به دلیل جنگ وحشیانه نامش می تواند به خونین شهر تبدیل شود. شهر خون…
مردم شهر تسلیم نخواهند شد و برای پس گرفتن شهرشان خواهند ایستاد و می جنگند. کتاب‌های بسیاری از جمله پژوهشگران، داستان‌های کوتاه و لبنیات‌ها در مورد این واقعه نوشته و منتشر شده است و هنوز هم می‌توان در مورد آن موقعیت و افراد بسیار نوشت.
«پسران ننه عبدالله» اثر سعید عالمیان یکی از آن کتاب‌هایی است که در این نبرد توسط نشر سورمهر منتشر شده و حاصل 40 ساعت مصاحبه نورانی با عالمیان است. با خواندن این کتاب بسیار خواهید خندید و گریه خواهید کرد و البته این هنر نویسنده است که می توانید ریتم واقعی زندگی را حس کنید و لحظات باورنکردنی را باور کنید.
محمدعلی نورانی یکی از خرمشهری‌هایی است که در زمان حمله به عراق در این شهر می‌ماند و نه تنها او بلکه خانواده‌اش نیز مانند پدر و مادر و برادرانش تا آخرین نفس می‌مانند.
خاطرات او از تولد تا آزادسازی خرمشهر و زمانی است که داستان با پایان جنگ به پایان می رسد.
این کتاب همچنین به جزئیاتی مانند فرهنگ خوزستان به ویژه آبادان و خرمشهر و تاریخچه وقایع انقلاب اسلامی ایران و پیروزی آن پرداخته است. او در کنار جنگ و تاریکی، زندگی و زیبایی را نیز به نمایش گذاشته است.
ننه عبدالله و پسرانش
همانطور که قبلا گفته شد، این کتاب درباره خاطرات محمدعلی نورانی از آزادسازی خرمشهر و نبرد آن است، اما با وجود محمد، چهار برادر دیگرش عبدالله، غلامرضا، محمود و عبدالرسول نیز در داستان حضور داشتند و مادرشان که اکثرا مرکز داستان است و هرگز جنگ را ترک نمی کند مگر برای مدت کوتاهی که مجبور به مهاجرت به شیراز شد.
از میان این برادران، عبدالرسول و غلامرضا به شهادت رسیدند و سه برادر دیگر از فدائیان هستند و به همین دلیل این کتاب «پسران ننه عبدالله» نامگذاری شده است. کوچکترین آنها 13 سال داشت و بزرگتر عبدالله فرمانده تیپ بیت المقدس بود. هر چهار نفر در جنگ بودند و پسر بزرگش مادرشان را صدا می کند.
چه چیزی در مورد این کتاب قابل توجه است؟
خواننده با نگاهی نو و متفاوت به مقاومت مردم و آزادسازی خرمشهر می‌دید و چیزهای جدیدی از دفاع مقدس می‌فهمید که کمتر به آن پرداخته شده است.
"آقای. نورانی از نسلی است که دیگر وجود ندارد، آنهایی که در انقلاب اسلامی هم بودند و بعد وارد جنگ شدند. عالمیان در رابطه با دلایل نگارش این کتاب می گوید: آن آدم ها برای آن زمان مثل گنج بودند و به همین دلیل است که داستان ها و خاطراتشان چیزی است که ما باید نگه داریم و می توانیم از آنها در تئاتر، سینما، ادبیات، مستند و … استفاده کنیم. .
نگارش کتاب نیز روندی طولانی داشته است، نویسنده و راوی هم در تهران زندگی می کنند، اما برای روایت این خاطرات باید به خانه قدیمی آقای نورانی در آبادان بروند تا بتوانند همه چیز را با دقت مرور کنند و یادداشت کنند. جزئیات.
جالب اینجاست که کتاب دقیقاً روایت می کند که اوضاع خرمشهر چگونه بود و چگونه هرگز به طور کامل فرو نریخت و همیشه یک سوم آن در دست سربازان ایرانی بود.
زمانی که جوان های شیک پوش کارون پارتیزان شدند
این کتاب درباره جوانانی است که قبل از جنگ با پوشیدن لباس های شیک و قدم زدن در ساحل کارون به تفریح می پرداختند اما زمانی که دشمن ناجوانمردانه به شهر حمله کرد و زنان و کودکان بی گناه را هدف قرار داد، اسلحه به دست گرفتند و در خیابان های خرمشهر شروع به جنگ کردند.
با وجود مجروحیت‌های فراوان، شخصیت اصلی و برادرانش در تمام نبردهای جنوب ایران شرکت کردند و کتاب با آزادسازی خرمشهر به پایان می‌رسد زیرا مهم‌ترین رویداد دفاع مقدس بود.
با خواندن کتاب، خواننده متوجه می‌شود که اگرچه سربازان پس از سقوط شهر یک گام به عقب رفتند، اما با کمک ارتش و سایر نیروها اجازه پیشروی متجاوزان را ندادند و یک سوم خرمشهر همیشه در دستان بود. نیروهای دفاعی ایران و برخلاف تصور اکثر ما، خرمشهر هرگز به طور کامل توسط ارتش عراق اشغال نشد.
نیروهای خرمشهر در اردیبهشت 61 با تشکیل تیپ مستقل 22 بدر در عملیات گسترده بیت المقدس شرکت کردند. سید عبدالرضا موسوی و بسیاری از یارانش از شهدای این عملیات هستند و راوی نحوه شهادت آنها را شرح داده است.
وی این پیروزی را برای همه مردم ایران می‌داند و می‌گوید: «بچه‌های خرمشهر در سی و پنج روز برای حفظ خرمشهر برای همه مردم مقاومت کردند و مردم در بیست و سه روز خرمشهر را به خرمشهری‌ها بازگرداندند».
کلیه محتویات خبرگزاری مهر تحت مجوز Creative Commons Attribution 4.0 بین المللی مجوز دارد.

source

توسط perfectmoment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.